
سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت:پدر ومادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ ولی خواهشی از شما دارم.رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم. پسر ادامه داد :ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید؛ او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست ویک پای خود را از دست داده است، و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهماجازه دهید او با ما زندگی کند.پدرش گفت: ما متاسفیم ...
ادامه مطلب